1404/11/28
محسن صمیمی

محسن صمیمی

مرتبه علمی: دانشیار
ارکید: 0000-0003-3098-7283
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: دانشکده مهندسی
اسکولار: مشاهده
پست الکترونیکی: m.samimi [at] kut.ac.ir
اسکاپوس: مشاهده
تلفن:
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
تهیه هیدروچار به دست آمده از زیست تود‌ۀ دانۀ‌Prosopis Juliflora جهت حذف متیلن بلو از محلول‌های آبی
نوع پژوهش
پایان نامه‌
کلیدواژه‌ها
کلید واژه ها : زیست‌توده، هیدروچار، بیوجذب، حذف متیلن بلو وProsopis Juliflora .
سال 1404
پژوهشگران محسن صمیمی(استاد راهنمای اول)، صفورا صادقی(دانشجو)

چکیده

با توجه به تشدید چالش‌های ناشی از کمبود فزایندهء منابع آبی، توسعه و کاربست روش‌های کارآمد، مقرون‌به‌صرفه و سازگار با محیط‌زیست جهت حذف آلاینده‌ها از آب و پساب مورد توجه قرار گرفته‌است. در این پژوهش به بررسی نوعی جاذب، مرسوم به هیدروچار سنتز شده از زیست توده دانه‌ء گیاهProsopis Juliflora و توانایی بالای آن در جذب آلاینده‌ی رنگی متیلن بلو پرداخته شد. جاذب سنتز شده دارای ویژگی‌هایی مانند مقرون به‌ صرفه بودن، قابلیت احیا و بازیابی، دوست‌دار محیط زیست، قابلیت جذب و بازدهی بالا نسبت به ترکیبات مشابه می‌باشد. جاذب زیستی با بهره‌گیری از آنالیز‌های مساحت سطح ویژه (BET)، طیف‌سنجی پراش پرتو انرژی ایکس (EDAX) و طیف‌سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در ادامه به بررسی اثر سنجه‌های مختلف مانند pH، دوز جاذب، غلظت رنگ، دما و زمان تماس بر ظرفیت جذب پرداخته شد. pH اولیه 11 و زمان تماس min90 ، غلظت اولیۀ متیلن بلو mg/L 50، دوز جاذب g/L4/0 و دما K 313 به عنوان پارامترهای بهینه در نظر گرفته شد. با بررسی و آنالیز داده‌های هم‌دمایی مشخص شد که جذب متیلن بلو توسط هیدروچار تولیدی با مدل لانگمویر (9939/0=R2) مطابقت داشته‌است که نشان دهنده‌ی جذب تک لایه روی این جاذب می‌باشد. سینتیک فرایند با دو مدل شبه مرتبه اول و شبه مرتبه دوم مورد مطالعه قرار گرفت. داده‌های سینتیکی نشان دهنده‌ء مطابقت سرعت جذب رنگ متیلن بلو با مدل شبه مرتبه دوم (9832/0=R2) می‌باشد. همچنین بیشترین ظرفیت جذب متیلن بلو توسط جاذب تهیه شده در این پژوهش برابر با mg/g3/118 به دست آمد. تجزیه و تحلیل ترمودینامیکی جذب سطحی متیلن بلو بر روی جاذب هیدروچار نشان داد که مقادیر مثبت H°Δ وΔS°، ماهیت گرماگیری فرآیند جذب و همچنین تصادفی بودن در سطح مشترک جاذب و جذب شونده را تأیید می‌کند. مقادیر منفی G°Δ در تمام دماهای مورد بررسی، امکان‌پذیر بودن فرآیند و ماهیت خود به خودی بودن جذب متیلن بلو روی هیدروچار را نشان می‌دهد..