صادق چوبک از نویسندگان واقع گرای معاصر است که در دهه چهل با نگاهی انتقادی، اوضاع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه ایران را در آثار داستانی خود بازتاب داده است. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل ابعاد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم بر فضای روستایی در آثار صادق چوبک با تکیه بر رمان تنگسیر و مجموعه داستان چراغ آخر است. این مقاله به طور خاص به نقد چوبک از نظام سرمایه داری و جلوه های آن، از جمله تضاد طبقاتی، استثمار، فقر، محرومیت و فقدان عدالت اجتماعی و سیاسی در بافت روستایی می پردازد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه مطالعات کتابخانه ای انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که چوبک با ترسیم زندگی شخصیت های خود در فضاهای محلی و روستایی، ضمن بازنمایی واقعیت های زندگی روستانشینان، به نقد گسترش مناسبات سرمایه داری و پیامدهای آن در جامعه می پردازد. همچنین آثار او بازتابی از تاثیر مستقیم و گاه نمادین نظام استعماری بر ساختار اقتصادی و سیاسی جوامع روستایی است و از این رو می توان آن ها را پژواک واقعیت های زمانه نویسنده دانست.