تشبیه، یکی از موضوعات اصلی علم بیان است که از بنیادیترین و از اصلیترین مؤلّفههای تخیّل و خیالانگیزی در آثار مختلف به شمار میآید؛ از اینروست که تشبیه هم شگردی برای آراستن کلام است و هم در تبیین اندیشه و جهانبینی حاکم بر اثر نقش مؤثّری دارد. عنصر تشبیه، ابزاری کارآمد برای بررسی سطوح ادبی و فکری آثار به شمار میرود؛ از اینروی در بررسی تشبیه با توجّه به عناصر سازندۀ آن، بهویژه ارکان اصلی تشبیه و رکن وجهشبه میتوان به بررسی اندیشه و جهانبینی حاکم بر آنها پرداخت. متون کهن دینی و سرودههای مقدّس هند و ایران بستری برای بروز جلوههای بلاغی بهخصوص عنصر تشبیه هستند که میتوانند تجلّی اندیشهها و باورهای آیینی این دو سرزمین در هزارههای پیش از میلاد به شمار آیند. پژوهش حاضر با رویکرد مطالعات تطبیقی به شیوۀ توصیفی- تحلیلی بر آن بوده تا عنصر تشبیه را در ریگودا و اوستا، کهن-ترین جامعۀ آماری دو قوم هند و ایرانی، مطالعه کند و همسانیها و تفاوتهای فکری- فرهنگی این اقوام را با تکیه بر عناصر تشبیه بکاود. یافتهها در ریگودا و اوستا نشان میدهند که انواع شگردهای تشبیه سهم عمدهای در جنبههای بلاغی این آثار دارند. ، وجهشبه و دو رکن اصلی تشبیه نیز معرّف اندیشهها و جهانبینیهای مشترک و نیز دیدگاههای متفاوتی هستند که گاه ریشه در روزگار وحدت این دو قوم دارد و در پارهای موارد نیز نشانی از استقلال و تکامل اندیشههای آنهاست.