از دیرباز تاکنون روشهای بیشماری برای بهسازی خاک و با هدف تثبیت زمینهای سست پیش و پس از ساخت پیشنهاد و اجرا شده است. بهطور کلی، روشهای بهسازی خاک را میتوان به دو دسته طبقهبندی کرد. یکی روشهای مکانیکی تثبیت و دیگری، روشهای شیمیایی پایدارسازی. تمام روشهای بهسازی زمین بهدنبال بهبود ویژگیهای خاک هستند که با نتایج مطلوب یک پروژه مطابقت دارند، همانند افزایش تراکم و مقاومت برشی برای کمک به مشکلات پایداری، کاهش تراکمپذیری خاک، تاثیرگذاری بر نفوذپذیری برای کاهش و کنترل جریان آب زیرزمینی یا برای افزایش سرعت تحکیم و یا بهبود همگنی خاک. در این کتاب تاریخچه روشهای مورد بررسی از سراسر جهان و تجربیات و درسهای آموخته شده از آنها گردآوری شده است تا یک فضای منسجم را برای خواننده فراهم کند. برای بیشتر سازهها، از جمله ساختمانها، پلها، جادهها و سازههای خاکی مهندسی، برخی قوانین اساسی مربوط به زمین وجود دارد که باید برای اطمینان از موفقیت اجرا و عملکرد سازه رعایت شوند. بهعنوان مثال، بارهای اعمالی از روسازه باید بدون گسیختگی زمین و در محدوده نشست یا تغییرشکل مجاز و قابلقبول تحمل شوند. بنابراین، در رویارویی با وضعیتی که یکی از این دو شرط اساسی دچار اشکال شود، باید راهکارهایی ارایه گردد که در معنای عمومی بدان بهسازی خاک گفته میشود. برای ارزیابی مناسب ظرفیت باربری خاک محل پروژه باید درک اولیهای از مکانیک خاک و مهندسی پی داشته باشیم و براساس معیارهای فنی آنها را تعیین و ارزیابی کنیم. در بسیاری از موارد، شرایط زمین و خاک محل پروژه برای توسعه پروژه پیشنهادی از نظر فنی ایدهآل نیست. در چنین شرایطی، مهندس ژئوتکنیک باید بهطور متفکرانهای در نظر بگیرد که چگونه مشکلات بالقوه را با راهحلهای قابلقبول حل کند. اصلاح خاک میتواند وسیلهای برای دستیابی به اهداف مورد نظر در حصول اطمینان از ویژگیهای مهندسی آن باشد. بسته به شرایط اولیه زمین، ویژگیهای خاک، نتایج مورد نظر، امکانات در دسترس، بودجه و سایر موارد، مهندس ژئوتکنیک ممکن است از میان گزینههای گستردهای از روشهای بهسازی خاک یکی یا ترکیبی از چند مورد را انتخاب کند که تا به حل چالشهای ناشی از شرایط نامناسب محل پروژه و کیفیت نامناسب خاک کمک میکند. در بسیاری از مواقع، ترکیب شرایط زمین و موقعیت پروژه مستلزم استفاده بیش از یک رویکرد یا روش برای دستیابی به اهداف مورد نظر است. این موضوع ممکن است بهویژه برای پروژههای بزرگ که در آن مشکلات متعددتری وجود دارد، مفید باشد. برای پروژههای کوچکتر، استفاده از روشهای ترکیبی ممکن است هزینه بالایی داشته باشد و از نظر اقتصادی قابلتوجیه نباشد، بنابراین یک روش واحد (اگرچه از برخی جنبهها نسبتاً گرانتر بهنظر برسد) ممکن است بهترین راهحل باشد. بنابراین، با توجه به مطالبی که اشاره شد، هنر مهندس ژئوتکنیک آن است که با دانش فنی خود بههمراه قضاوت مهندسی و تجربه به ارایه راهکاری مناسب برای رسیدن به اهداف پروژه که همانا ایمنی بالا و هزینه پایین است، برسد.