این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و رویکردی تطبیقی، به بررسی مفهوم «عصمت پیامبران» در اندیشه علامه طباطبایی و فریدریش شلایرماخر میپردازد تا نشان دهد چگونه تمایز در مبانی معرفتشناختی و الهیاتی، بهویژه در فهم ماهیت وحی، به دو تصویر متفاوت از جایگاه پیامبر و در نتیجه، دو شیوه تبیین از عصمت میانجامد. علامه طباطبایی عصمت را شرط ضروری نبوت و غایت هدایت میداند که بر پایههایی چون علم حضوری وحیانی، قوه قدسیه و تأیید الهی استوار بوده و مصونیت از خطا در دریافت وحی، ابلاغ پیام و ساحت عمل را دربرمیگیرد. در مقابل، شلایرماخر با رویکردی پدیدارشناختی و دینشناختی، اگرچه عصمت را در معنای سنتی و متافیزیکی آن ناموجه میشمارد، اما آن را در ساحتی وجودی و اخلاقی، بهمثابه غلبه کامل خداآگاهی بر خودآگاهی و نبود انحراف در حیات معنوی پیامبر (عیسی) میپذیرد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که این دوگانگی در تبیین، ریشه در بنیادهای فرانظری آنان دارد؛ با این حال، با فراتر رفتن از تقابلهای سلبی و تفکیک میان ثبات منشأ الهی وحی و پویایی فهم تاریخی، میتوان از دستاوردهای هرمنوتیکی شلایرماخر در خوانش پویا از سیره و استخراج پیامهای فراتاریخی پیامبران، در جهت غنای مباحث کلام اسلامی بهره جست.