1405/07/16
محمد حیدری فرد

محمد حیدری فرد

مرتبه علمی: استادیار
ارکید: https://orcid.org/0009-0008-5566-7992
تحصیلات: دکترای تخصصی
شاخص H:
دانشکده: علوم پایه و کاربردی
اسکولار:
پست الکترونیکی: m.heydarifard [at] kut.ac.ir
اسکاپوس:
تلفن: 09373511852
ریسرچ گیت:

مشخصات پژوهش

عنوان
بررسی انتقادی تقلیل‌گرایی زیست‌شناختی داوکینز در چارچوب نظریۀ اصالت ژن و مقایسۀ آن با انسان‌شناسی فلسفی ملاصدرا
نوع پژوهش
مقاله چاپ‌شده در مجله
کلیدواژه‌ها
تقلیل‌گرایی زیست‌شناختی اصالت ژن ریچارد داوکینز نفس‌شناسی صدرایی حکمت متعالیه
سال 1405
مجله فصلنامه حکمت و فلسفه
شناسه DOI
پژوهشگران محمد حیدری فرد

چکیده

نظریۀ اصالت ژن داوکینز تبیینی تکاملی از موجودات زنده ارائه می‌دهد که در آن ژن، نقشی تعیین‌کننده در شکل‌گیری رفتارها و ساختارهای زیستی دارد و انسان نیز در این چارچوب به‌منزلۀ محصول فرایندهای ژنتیکی فهمیده می‌شود. این رویکرد با تأکید بر مکانیسم انتخاب طبیعی، به نوعی تقلیل‌گرایی می‌انجامد که عناصر ذهنی، ارادی و غایت‌مند را به سازوکارهای زیستی فرو می‌کاهد. در نقطۀ مقابل، ملاصدرا با تبیین نفس در پرتو اصالت وجود و حرکت جوهری، صورتی پویا و فرازیستی از حقیقت انسان عرضه می‌کند که در آن نفس واجد مراحل وجودی مستقل از بدن بوده و برخوردار از جهت‌گیری غایی است. این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی، ابتدا مبانی معرفتی و هستی‌شناختی دیدگاه داوکینز و ملاصدرا را بررسی می‌کند و سپس پیامدهای آنها را در سطح انسان‌شناسی مقایسه می‌نماید. نتایج نشان می‌دهد که مبانی صدرایی، به دلیل پذیرش مراتب وجودی و تفسیر غایت‌مند از نفس، توان تبیین جنبه‌های آگاهی، اختیار و کمال انسانی را دارد؛ اموری که در مدل ژنتیکی داوکینز یا نادیده گرفته می‌شوند یا به سطحی زیستی تقلیل می‌یابند. بدین ترتیب، چارچوب حکمت متعالیه ظرفیت بیشتری برای توضیح جامع هویت انسانی فراهم می‌آورد.