این پژوهش با هدف تبیین و مقایسه جایگاه و ارزش روانشناختی و فرهنگی زن در دو رویکرد قرآنی–فلسفی علامه طباطبایی و فمینیسم رادیکال شولامیث فایراستون انجام شده است. جامعه آماری تحقیق شامل آثار مکتوب، تفسیری و فلسفی علامه طباطبایی و نوشتههای نظری فایراستون در حوزه فمینیسم رادیکال و همچنین پژوهشهای ثانویه مرتبط با آنهاست که نمونهای هدفمند از متون شاخص و مرتبط بر اساس میزان ارتباط با ابعاد انسانشناختی، روانشناختی و فرهنگی زن انتخاب شده است. طرح پژوهش از نوع تطبیقی–تحلیلی بوده و دادهها با استفاده از تحلیل اسنادی گردآوری شدهاند؛ ابزار تحقیق متون اصلی و منابع علمی معتبر بوده و تحلیل دادهها با بهرهگیری از تحلیل مفهومی و مقایسه نظاممند مبانی نظری، انسانشناختی و پیامدهای فرهنگی–اجتماعی دو دیدگاه صورت گرفته است. یافتهها نشان میدهد اختلاف بنیادین این دو رویکرد ناشی از تفاوت در تلقی از طبیعت انسان، نسبت بدن و جنسیت با هویت و معنای آزادی است؛ بهگونهای که در اندیشه علامه طباطبایی، کرامت انسانی مشترک زن و مرد و تفاوتهای تکوینی آنان در چارچوب خانواده، تربیت و عدالت، نقشی سازنده در تعادل روانی و فرهنگی جامعه ایفا میکند، در حالی که فایراستون با تفسیر بدن و مادری بهعنوان منشأ ستم، بر حذف تفاوتهای جنسیتی و بازسازی تکنولوژیک روابط خانوادگی و تربیتی تأکید دارد؛ ازاینرو، نتیجه پژوهش حاکی از آن است که رویکرد قرآنی–فلسفی علامه، تصویری منسجمتر و پایدارتر از هویت زن و نظم روانی–فرهنگی جامعه ارائه میدهد.