برهان صدیقین ملاصدرا، بهعنوان یکی از مهم ترین تقریرهای اثبات وجود خدا در حکمت اسلامی، بر مبانی اصالت وجود، تشکیک وجود و تفسیر وجودشناختی علیت استوار است و از این حیث با براهین ماهیتمحور و جهانشناختی کلاسیک تفاوت بنیادین دارد. در مقابل، آنتونی فلو، بهعنوان یکی از چهرههای شاخص الحاد تحلیلی در قرن بیستم، نقدهای گستردهای بر براهین اثبات وجود خدا وارد کرده است که دامنۀ آنها عمدتاً معطوف به برهان علیت ارسطویی-توماسی، برهان نظم و تبیینهای مبتنی بر علیت ماهوی و تجربهمحور است. مسئلۀ اصلی این پژوهش آن است که آیا این نقدها، با توجه به پیشفرضهای معرفتشناختی و معناشناختی فلو، متوجه ساختار وجودشناختی و تفسیر علیت در برهان صدیقین ملاصدرا نیز میشود یا خیر. پژوهش حاضر با روش تحلیل مفهومی و تطبیقی و از رهگذر مقایسۀ مبانی متافیزیکی دو سنت حکمت متعالیه و فلسفۀ دین تحلیلی، نسبت میان نقدهای فلو و برهان صدیقین را بررسی میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که علت تسری نیافتن نقدهای فلو به برهان صدیقین، ریشه در تفاوت بنیادین دو تلقی از علیت و تبیین دارد: نقدهای فلو ناظر به مدلی از علیت تجربی و ماهیتمحور است که در چارچوب براهین کیهانشناختی کلاسیک معنا مییابد، درحالیکه برهان صدیقین بر تحلیل «وجود بما هو وجود»، پیوستار تشکیکی مراتب هستی و ضرورت وجودی واجبالوجود استوار است و اساساً از سنخ تبیینهای رویدادی و تجربی نیست. ازاینرو، برهان صدیقین نهتنها از دامنۀ مستقیم نقدهای فلو خارج میماند، بلکه میتواند با بازتقریر مفهومی، ظرفیتهایی برای گفتوگو و بازسازی براهین اثبات وجود خدا در فضای فلسفۀ دین معاصر فراهم آورد.